اخبار روزاخبار فناوریاینترنت و شبکهفناوریویژه

اینترنت برای ایرانیان هویت است؛ خاموشی طولانی، کرامت اجتماعی را می‌ساید

قطع طولانی‌مدت اینترنت جهانی در ایران، بحرانی عمیق‌تر از اختلال فنی برای طبقه متوسط شهری ایجاد کرده است. این خاموشی نه تنها اتصال به جهان را قطع کرده، بلکه هویت اقتصادی، اجتماعی و کرامت نسلی را که زندگی‌اش بر اینترنت آزاد بنا شده، به چالش کشیده و منجر به فرسایش سرمایه انسانی و مالی جامعه شده است.

در دوران قطع سراسری اینترنت جهانی در ایران، که به طولانی‌ترین مورد ثبت‌شده در جهان تبدیل شده است، طبقه متوسط شهری با بحرانی عمیق‌تر از یک «اختلال فنی» مواجه است. این خاموشی نه تنها اتصال به جهان را مختل کرده، بلکه هویت اقتصادی و اجتماعی نسلی را که زندگی‌اش بر پایه اینترنت آزاد، خرید آنلاین، بلاگری و آزادکاری بنا شده، به چالش کشیده است. اینترنت امروز به بخشی از هویت افراد تبدیل شده و قطع آن، احساس از دست دادن هویت فردی، اقتصادی و حتی کرامت اجتماعی را به همراه دارد.

وقتی اینترنت «سبک زندگی» می‌شود: از خرید آنلاین تا کسب درآمد جهانی

طبقه متوسط شهری ایران، که طی دهه‌های اخیر با تلاش شخصی رشد کرده، بخش قابل توجهی از زیست خود را به فضای دیجیتال گره زده است. خرید و فروش آنلاین در پلتفرم‌های بین‌المللی، تولید محتوا برای کسب درآمد، آموزش و یادگیری مجازی، دورکاری بین‌المللی (حتی با وجود تحریم‌ها)، معاملات رمزارزها و شبکه‌سازی اجتماعی، همگی به بستر اینترنت جهانی وابسته هستند.

گزارش‌های رسمی نشان می‌دهند که میلیون‌ها نفر مستقیماً و غیرمستقیم از اقتصاد دیجیتال ارتزاق می‌کنند. اینترنت برای این خانوارها نه تنها منبع کسب‌وکار، بلکه منبع سبک زندگی، هویت حرفه‌ای و کرامت روزمره است. تصور کنید یک بلاگر جوان تهرانی، یک فریلنسر طراح گرافیک در اصفهان یا یک فروشنده آنلاین لباس در حومه شیراز؛ با قطع اینترنت جهانی، درآمدشان به شدت کاهش می‌یابد. در پس این قطعی، هزاران داستان واقعی از سقوط درآمد، تعدیل نیرو و بازگشت به مشاغل سنتی یا غیررسمی نهفته است.

بحران هویت اقتصادی و بی‌کرامتی: از دست دادن تعلق و جایگاه اجتماعی

از منظر جامعه‌شناسی دیجیتال، هویت فردی و اجتماعی در دنیای امروز به «ارتباطات دیجیتال» وابسته است. قطع این ارتباط، تنها به معنای از دست دادن پول نیست؛ فرد احساس تعلق و کرامت خود را نیز از دست می‌دهد. طبقه متوسط شهری ظرف چند روز، پایگاه اجتماعی و اقتصادی خود را متزلزل می‌بیند و فردی که خود را متعلق به این طبقه می‌دانست، ناگهان خود را در طبقه‌ای پایین‌تر می‌یابد.

علاوه بر تغییر هویت اقتصادی، عدم دسترسی به اینترنت حس «حذف شدن از جهان» را القا می‌کند. این انزوای ناخواسته دیجیتال برای انسان قرن بیست‌ویکم، دقیقاً همان وضعیتی است که جامعه‌شناسان آن را «بحران هویت» می‌نامند: فرد دیگر قادر به ایفای نقش اقتصادی و اجتماعی پیشین خود نیست و هویتش در معرض فروپاشی قرار می‌گیرد.

در بلندمدت، تکرار این خاموشی‌ها (از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ تا جنگ اخیر و پس از آن) سرمایه انسانی و مالی این طبقه را فرسایش می‌دهد. با سقوط این طبقه به سطوح پایین‌تر، استانداردهای زندگی کاهش یافته و الگوهای مصرف و سبک زندگی پیشین قابل حفظ نخواهند بود.

پیامدهای این تغییرات هویتی می‌تواند افراد را به سمت مشاغل غیررسمی، دلالی یا اقتصاد خاکستری سوق دهد. همچنین، فروپاشی هویت فردی و شخصیتی ممکن است منجر به خودویرانگری، ناامیدی شدید، افسردگی یا رفتارهای پرخاشگرانه شود.

تورم + معیشت + خاموشی = آنومی اجتماعی

این بحران هویتی در بستری از تورم مزمن و فشار معیشتی رخ می‌دهد و نتیجه آن، شکل‌گیری «محیط اجتماعی متراکم و ملتهب» است. جامعه‌شناسی کلاسیک (از دورکهایم تا مرتون) این وضعیت را «آنومی» (anomie) می‌نامد: زمانی که ارزش‌های اخلاقی و هنجارهای اجتماعی به دلیل فشارهای اقتصادی از بین می‌روند، فرد برای جبران احساس تحقیر و بی‌کرامتی، مستعد واکنش‌های تند و خشونت‌آمیز می‌شود. کوچک‌ترین تنش می‌تواند جرقه‌ای برای بروز خشم انباشته باشد.

فشار همزمان تورم، سقوط ارزش ریال و اکنون خاموشی طولانی، یخ ارزش‌های اخلاقی را آب می‌کند. فرد احساس تحقیرشدگی می‌کند؛ پس برای بازگرداندن کرامت از دست رفته، به رفتارهایی روی می‌آورد که در شرایط عادی خود آن‌ها را محکوم می‌کرد.

فراتر از آمار: هزینه‌ای که جامعه می‌پردازد

البته همه اعضای طبقه متوسط به یک شکل سقوط نمی‌کنند. برخی تاب‌آوری بیشتری دارند و عده‌ای مدت زمان کمتری دوام می‌آورند. انعطاف‌پذیری تاریخی جامعه ایرانی نیز نباید نادیده گرفته شود. اما واقعیت این است که تکرار سیاست قطع اینترنت به عنوان ابزار کنترل، در بلندمدت فرسایش جایگاه اجتماعی این گروه انبوه را تسریع می‌کند. هزینه این اتفاق نه تنها اقتصادی، بلکه اجتماعی و انسانی است: مهاجرت نخبگان، از دست رفتن اعتماد به آینده و تبدیل شدن جامعه به فضایی سرشار از خشم پنهان.

بررسی وضعیت موجود نشان می‌دهد که این خاموشی‌ها بیش از آنکه به برقراری امنیت کمک کنند، هزینه می‌سازند. اینترنت، چه در ایران و چه در هیچ کشور دیگری، امر لوکس نیست؛ بلکه زیرساخت حیاتی هویت و معیشت میلیون‌ها نفر است. حفظ آن، نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه الزامی برای جلوگیری از فرسایش کرامت اجتماعی و انسجام ملی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا